تبليغاتX

 

->

shabrangeshgh

راز و نیاز با ساناز




LOVE me 

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 20:27 توسط تورج ماوی |



این وبلاگ رو تقدیم میکنم به ...
نویسنده :تورج ماوی 

 کاش به دختران در کودکی شیر سگ بدهند تا وقتی بزرگ شدند کمی باوفا بشن 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 23:23 توسط تورج ماوی |



در ماهیتابه عشقت سوختم بی وفا روغن بریز   

 زندگي دفتري از خاطرهاست...

                       يک نفر در دل شب، يک نفر در دل خاک...

           يک نفر همدم خو شبختي هاست،

                       يک نفر همسفر سختي هاست،

            چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد...

                      ما همه مسافريم

 

 

كسي در باد مي خواند

 تو را تا اوج مي خواهم

براي ناز چشمانت

 چه بي صبرانه مي مانم

 دلم تنگ است و بي يادت در اين غربت نمي مانم

 تو هستي در وجود من تو را هرگز نمي رانم



نویسنده:تورج ...

Image and video hosting by TinyPic

خيلی سخته چيزی رو كه تا ديشب بود يادگاری

صبح بلند شی و ببينی كه ديگه دوسش نداری

خيلی سخته كه نباشه هيچ جايی براي آشتی

بی وفا شه اون كسی كه جونتو واسش گذاشتی

خيلی سخته تو زمستون غم بشينه روی برفا

می سوزونه گاهی قلبو زهر تلخ بعضی حرفا

خيلی سخته اون كسی كه اومد و كردت ديوونه

هوساش وقتی تموم شد بگه پيشت نمی مونه

خيلی سخته اگه عمر جادوی شعرت تموم شه

نكنه چيزی كه ريختی پای عشق اون حروم شه

خيلی سخته اون كسی كه گفت واسه چشات می ميره

بره و ديگه سراغتم نگيره

 

 

Image and video hosting by TinyPic

 

رهایم کن ای عشق ، این دل شکسته ام نیز فدای آن بی محبتی هایت ؛

 اگر می دانستم پایان قصه عشق تلخ و غم انگیز است ،

 اگر می دانستم آخر عشق جدایی است

هیچگاه عاشق نمی شدم

 
 
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 23:21 توسط تورج ماوی |



 

 

هوای یار

 

براي کشتن يک پرنده يک قيچي کافي ست.
لازم نيست آن را در قلبش فرو کني يا گلويش را با آن بشکافي. پرهايش را بزن... خاطره ی پريدن با او کاري مي کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند.

 خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري... خيلي سخته که روز تولدت، همه بهت تبريک بگن، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني، بعد بفهمي دوست نداره... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت!

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 18:1 توسط تورج ماوی |



*** اینم تقدیم به ...*** 

واست نوشتم نامه ای شاید دلت بسوزه

نیستی اما دوست دارم هنوزم که هنوزه

غم غربته چشات مثل غروبه دریاست

نشسته در نگاهه من یه دنیا عشق و التماس

بد جور دلم تنگه واست می خوام که باز ببینمت

ستاره ی سهیلمی از آسمون بچینمت.

 

آسمون... 

 

 

قانون معرفت ميگه: باهام باشي باهاتم...... ديوونه بشي ديوونه ميشم....... مريض بشي مريض ميشم...... بميري ميميرم..... تنهام بذاري ......منتظرت ميمونم

از کودکی به من آموختند دوست بدار

و حالا

و حالا که دیوانه وار دوستت دارم می گویند فراموش کن

 

قرار نبود کسی فقط بگوید دوستت دارم، قرار نبود کسی به هوای شکستن دل دیگری بماند .....
 

من و تو دور از هم می پوسیم

غمم از پوسیدن نیست

غمم از زیستن بی تو در این لحظه های دلهره ست ...

 

 

پس عشق و محبت را تقدیم آنکه دوستش داریم کنیم شاید فردایی دگر هرگز نباش 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 23:13 توسط تورج ماوی |